به گزارش شهرآرانیوز؛ گروهی از محققان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به سراغ مقایسه شیوههای تشخیص و مدیریت یائسگی رفتهاند.
یائسگی یکی از مراحل طبیعی زندگی زنان است، اما طبیعی بودن آن به این معنا نیست که همه چیز دربارهاش ساده و یکسان باشد. این مرحله معمولا بین ۴۵ تا ۵۵ سالگی رخ میدهد و با توقف دائمی قاعدگی و کاهش تدریجی هورمونهای زنانه همراه است. در ماهها یا سالهای پیش از آن، دورهای به نام پریمنوپوز وجود دارد که در آن قاعدگی نامنظم میشود و علائمی مثل گرگرفتگی، تعریق شبانه و تغییرات خلقی بیشتر دیده میشود. شناخت درست این دوره برای زنان و پزشکان اهمیت دارد، چون زمان آغاز یائسگی میتواند از فردی به فرد دیگر تفاوت داشته باشد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که یائسگی زودهنگام یا زودرس رخ دهد. در این حالت، کاهش استروژن ممکن است خیلی زودتر از انتظار اتفاق بیفتد و پیامدهایی مانند پوکی استخوان، بیماریهای قلبیعروقی، اختلالات شناختی و افسردگی را افزایش دهد. افزون بر این، یائسگی زودرس تنها یک مسئله هورمونی نیست و میتواند بر احساس هویت، آرامش روانی، زندگی خانوادگی و اجتماعی زنان هم اثر بگذارد. به همین دلیل، بررسی روشهای تشخیص و مراقبت از این وضعیت، فقط برای درمان یک نشانه نیست، بلکه برای پیشگیری از آسیبهای بلندمدت و حفظ کیفیت زندگی زنان ضروری است.
روش کار این پژوهش، مروری و مقایسهای بوده است. پژوهشگران با کنار هم گذاشتن منابع و رویکردهای موجود، وضعیت تشخیص و مدیریت یائسگی را در ایران و کشورهای توسعهیافته بررسی کردهاند. در این ارزیابی، به این توجه شده که در برخی دستورالعملهای معتبر جهانی، تشخیص یائسگی بیشتر بر پایه سن، علائم بالینی و شرایط فرد انجام میشود و آزمایشهای هورمونی فقط در موارد خاص به کار میروند. در مقابل، آنها توضیح میدهند که در ایران هنوز در بسیاری از موارد تکیه زیادی بر یک آزمایش، بهویژه FSH، وجود دارد. FSH یا هورمون محرک فولیکول، یکی از هورمونهایی است که برای ارزیابی وضعیت تخمدان به کار میرود، اما نوسان آن در دوره گذار میتواند تفسیر را دشوار کند.
یافتههای این بررسی نشان میدهند که در کشورهای غربی، تشخیص یائسگی بر اساس دستورالعملهای مبتنی بر شواهد انجام میشود و استفاده از آزمایشها هدفمند است. اما در ایران، نبود یک راهنمای ملی جامع، استاندارد نبودن روشهای آزمایشگاهی و تکیه بیش از حد بر FSH باعث ناهماهنگی در تشخیص میشود. این وضعیت میتواند هم تشخیص را به تاخیر بیندازد و هم مداخلات پیشگیرانه را دیرتر آغاز کند.
پژوهشگران همچنین به موانع ساختاری مهمی اشاره کردهاند، از جمله دسترسی محدود به آزمایشهای پیشرفته، نبود مراکز تخصصی یائسگی و کمبود سامانههای دادهمحور. نتیجه این است که مراقبت از زنان در سنین گذار، در بسیاری از موارد، پراکنده و غیرهمسان پیش میرود. به همین دلیل، محققان پیشنهاد میکنند راهنمای ملی مبتنی بر شواهد تدوین شود، آموزشهای بالینی بهروز گردد، کلینیکهای تخصصی یائسگی شکل بگیرند و زیرساخت سلامت دیجیتال تقویت شود.
به بیان سادهتر، این پژوهش تاکید میکند که یائسگی باید به عنوان یک موضوع جدی سلامت زنان دیده شود، نه صرفا یک تغییر طبیعی و بینیاز از توجه. اگر نظام سلامت بتواند از رویکردی واکنشی به سمت رویکردی پیشگیرانه و منسجم حرکت کند، هم کیفیت زندگی زنان بهتر میشود و هم بار بیماریهای آینده کاهش مییابد. این پیام برای گروههای سنی از۴۰ تا ۵۵ سال، برای پزشکان خط اول و برای سیاستگذاران سلامت، اهمیت عملی دارد.
منبع: ایسنا